زشت و زیبای ازدواج
مرد و زنی مراجعه نمودند برای ثبت ازدواج، آنها رابه آزمایشگاه فرستاده بعد از چند روزی که به دلیل مصرف قرص کدئین نتوانستند جواب آزمایشگاه را بگیرند بالاخره بعد از دو هفته مجددا مراجعه کردندبرای ثبت ازدواج طبق معمول مهریه را برای ثبت پرسیدم که زوج مهریه را 6 دانگ منزل مسکونی اعلام کرد از همان ابتدا فهمیدم که هم زوج و هم زوجه بی سواد می باشند و هیچ اطلاعی از مباحث ازدواج ندارند نه اینکه آنها بچه بودند بلکه به این دلیل که ظاهرا تجربیات زندگی آنها را نساخته بود مرد حدود 45 سال و زن حدود 32 سال سن داشت .زن زیاد راضی به ازدواج نبود و مرد خیلی مشتاق شرایط را برای زن خواندم متوجه شدم که اصلا متوجه نمی شود برای برادر و مادرش خواندم آنها هم از او بهتر نبودند از ظاهر امر بر می آمد که این ازدواج با اجبار برادرش باشد چون چند بار زن منصرف شد و حتی اعلام کرد دوست ندارد ازدواج کند ولی برادرش او را راضی کرد؛من هم که عدم رضایت زن را دیدم گفتم بروید و یک روز دیگر بعد از فکر کردن بیاید ولی برادر زن و زوج گفتند زن راضیست و صیغه را جاری کن؛ چند بار به زن تاکید کردم و او با اکراه ظاهرا پذیرفته بودو اعلام امادگی کرد امضا دفتر را از آنها گرفته و در این اثنا با توجه به طولانی شدن زمان عقد نوبت عقد بعدی افرادش به دفتر آمده بودند و شاهد ما بودند امضا ها که کامل شد از آنها خواستم که روی صندلی بنشینند تا اذن عقد را از آنها بگیرم.جالب اینجا بود که بعد خواندن سه بار جمله خاص اذن گرفتن عروس راضی به عقد نبود این بار نه بخاطر ازدواج بلکه به خاطر گرفتن راه بعله و اظهار کرد که 20 هزار تومان می خواهد به زور داماد 8 هزار تومان جور کرد و من هم برای اینکه عقد طولانی نشود 10 هزار تومان دادم تا زودتر عروس بله را بگوید.بعد از گفتن بله خطبه را جاری کردم این عجیب ترین نوع عقدم در طی 6 سال خدمتم می باشد البته بعد از این عقد عقد یک عروس و داماد گل جوان را خواندم که تلافی عقد قبلی شد .خداوند به همه ما عاقبت بخیر عنایت کند.
کوهنوردی فقط ورزش نیست، کوهنوردی یک روش زندگی است.روشی که در آن یک سیب بین همه اعضاء گروه تقسیم می شود. روشی که در آن قوی ترین عضو گروه به پای ضعیف ترین راه میرود. راهی که رقابت ندارد که به رهروانش حقوق نمیدهند و ایشان را نیازی به سوت و کف مشوقان درقله نیست. ناجی بیمنت یکدیگرند. گروه میسازنند تا دل جوانان به سنگ بند کنند تا به ننگ بند نشود. مزدشان معراج روح است و تشویقشان نوازش باد. قانونشان عشق است و قانون گذارشان معشوق. عشق به طبیعت، عشق به زندگی است و زندگی تجلی عشق است و مرگ آنجاست که عشق نیست. کوهنوردی عشق به طبیعت است و عشق به طبیعت، ورزش ما نیست، باور ماست، زندگی ماست. به راستی که کوهنوردی فقط ورزش نیست، کوهنوردی یک روش زندگی است