والحسن خرقانی می گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد؛

بوالحسن خرقانی می گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد؛

اول: مرد فاسدی از کنارم گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد.
او گفت: ای شیخ ! خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد شد.
دوم: مستی دیدم که افتان و خیزان در جاده های گل آلود می رفت.
به او گفتم؛قدم ثابت بردار تا نلغزی!
گفت؛من بلغزم باکی نیست، به هوش باش تو نلغزی شیخ، که جماعتی از پی تو خواهند لغزید.
سوم: کودکی دیدم که چراغی در دست داشت.
گفتم: این روشنایی را از کجا آورده ای؟
کودک چراغ خاموش ساخت و
گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟
چهارم: زنی بسیار زیبا که در حال خشم از شوهرش شکایت می کرد!
گفتم: اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن.
گفت: من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بی خود شده ام که از خود خبرم نیست، تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟

تذکره اولیاء عطارنیشابوری

ازدواج موقت، هنجار ارتباطات نا هنجار

بسم الله الرحمن الرحیم
 

ازدواج موقت، هنجار ارتباطات نا هنجار

 

تا می گوئی ازدواج موقت، فورا فکرش می رود به یک مقاربت جنسی چند دقیقه ای و بچه ای که بعد آن درست شده !!؟ ( حل این مشکل، ازدواج به شرط عدم دخول است ) مشکل جوانان ما صرفا مقاربت جنسی نیست ؛
بسیاری فقط ارتباط تلفنی دارند ؛ چرا حرام؟
بسیاری فقط با هم قدم می زنند ؛ چرا حرام؟
بسیاری فقط می خواهند همدیگر را سیر نگاه کنند ؛ چرا حرام؟
ازدواج موقت در صورتی مفسده ایجاد می کند ( اگر بپذیریم که ایجاد می کند ) که دختران ما اکنون در پس حجله حیا و عفاف نشسته باشند و پسران ما پرده غیرت و تقوی بر چشم انداخته ؛ آنوقت این حرف ما باعث شود که اوضاع جور دیگر شود ! چشم باز کنید، ببینید، کجا اینطوری است؟
چرا این پدر وقتی دخترش خود را بزک می کند و در اجتماع حاضر می شود و با 10 نفر رابطه دارد ناراحت نیست !اما اگر اجازه ازدواج موقت بخواهد رگ غیرت _ بی غیرتیش _ بجوش می آید؟؟!!.
چرا ازدواج موقت که یک سنت حسنه اسلامی است حالت ضد ارزش به خود گرفته؟
چرا از روابط نا مشروع ناراحت نمی شویم ؛ اما تا حرف ازدواج موقت می شود به فکر مفاسد آن می افتیم و فکر می کنیم حرمت زن از بین رفته؟!

چگونه است که آنکس که در امنیت ازدواج دائم به سر می برد زن است و حقوق ! دارد ولی آنکه به خواست واختیار خود و برای رفع نیاز مشروع خود ازدواج موقت می کند زن نیست و حقی ندارد!!؟
 

ازدواج موقت، تنظیم روابط در هم و بر هم امروز است.
این موضوع در جامعه وجود دارد، چرا حکمش را کنار می گذارید؟
پسر و دختری که با هم آشنا شده اند و چه بخواهی، چه نخواهی با هم ارتباط دارند ؛ چرا این رابطه شان مشروع نباشد؟
حرمت زن با بستن پیمان عقد ازدواج و رعایت لوازم شرعی آن از بین می رود یا با هرزگی و هر روز با کسی آشنا بودن!؟
این زنی که نیاز فطری او، او را به خیابان کشانده و به خود نمائی وا داشته و خود را در معرض نگاه صدها نفر می گذارد ؛ و آخرش هم معلوم نیست چه می شود، حرمت دارد، یا آنکه از ابتدا تکلیفش را مشخص می کند، پیمانش را می بندد و باقی زندگیش را بر سر وفای به عهد می گذراند؟
چرا باید اسلام حکم ازدواج موقت داشته باشد و زنان شوهر مرده در جامعه اسلامی از ازدواج موقت و برخوردهای اجتماعی آن در هراس باشند؟
چرا باید  اسلام حکم ازدواج موقت داشته باشد و دختران رشیده به کمال رسیده، راه حل خود را یا در حرام بدانند، یا در سوحتن و ساختن؟
چرا باید اسلام حکم ازدواج موقت داشته باشد و پسران به بلوغ کامل رسیده دائم در اضطراب تحریک جنس مخالف بمانند و راه حل را در فسق و فجور و روابط نا مشروع بیابند؟
چرا حکم صریح اسلام را با مصلخت اندیشی زیر پا گذاشته شود؟ چرا حلال خدا را حرام کرده ایم؟

 

متعه فقط راه حل مقاربت جنسی چند دقیقه ای نیست.
میشود ارتباطات تلفنی _ که وجود دارد _ با صیغه حلال باشد.
میشود ارتباطات نامه ای _ که وجود دارد _ با صیغه حلال باشد.
میشود قرارهای ملاقات خیابانی _ که وجود دارد _ با صیغه حلال باشد.
میشود دوستی های پنهانی _ که وجود دارد _ با صیغه حلال باشد.
میشود بوسه های پنهانی کوچه پس کوچه ها _ که وجود دارد _ با صیغه حلال باشد.
میشود روان جوانان ما را اطمینان داد که خود را مطرود خدا نپندارند و از شریعت اسلام نبرند.

 

قدیم چه می کردند و اقتضاء چه بوده، ما نمی دانیم. حکم امروز با دیروز فرق می کند. امروز جور دیگری است.
اقتضای جامعه امروز ما اینست. اقتضای ارتباطات فرهنگی جهانی امروز اینست. اقتضای وجود میلیون ها جوان که امکانات ازدواج دائمشان ( به شهادت آمار و ارقام رسمی ) وجود ندارد اینست.  اقتضای طبع مخلوق خداوندی اینست ؛ و اقتضای حکم خدا اینست.
ما نمی خواهیم که آنها را که در این وادیها نیستند، و خوش به سعادتشان که اینگونه اند و مالک نفس خویش اند، و اختیار نفسشان را هوی و هوس از کف نمی برد را تشویق کنیم که اینگونه باشید ؛ خیر ؛ طریق کمال معلوم و هدایت به سمت کمال برتر مشخص است. حرف ما اینست که آنهائی که اینگونه اند، و اکثریت اند، و اکثریت قریب به اتفاقند چرا به گناه بیفتند؟!!

 

ما می گوئیم به فکر اینهائی که هم اکنون در حال معصیت اند باشید.
دختر ما برای دلربائی دهها نفر خود را بزک کند و به خیابان بیاید بهتر است، یا دل در گرو عهد شخص واحدی داشته باشد و با اطمینان ( و لو موقتی ) زندگی کند؟!!
آرامش روحی روانی پسرانی که هر روز با دهها چهره فلانی تحریک می شوند و آحرش هم هیچ ؛ بیشتر است یا آنکه می داند کسی را می شناسد و دل در گرو پیمان او دارد؟
امروز ازدواج موقت محدود کردن قوای شهوت جوانان است نه دامن زدن به آن.
امروز ازدواج موقت اطمینان خاطر و آسایش روانی ایجاد می کند نه پریشان خاطری.
امروز ازدواج موقت لجام زدن به افسار گسیختگی شهوت نفوس جوانان است نه رهائی آن.
کلام امیر سخن را فراموش نمی کنیم که فرمود: خدا لعنت کند فلانی را ؛ اگر متعه را حرام نکرده بود، ما زنی الا شقی.

 

عجبا که حکومت اسلام بخاطر مصالحی، عنوان ثانوی درست می کند و جور دیگر عمل می کند. میخواهم بگویم اگر به فرض متعه حرام بود امروز عنوان ثانوی اقتضا می کرد که مجاز باشد. رها کنید تبلیغات غرب را، دیده ایم که بارعایت حقوق زن ! به کجاها که نرسیده اند ؛ حکم ا سلام حکمی نیست که با تبلیغات فاسد غرب تعطیل شود. خودشان با زن چگونه رفتار می کنند آنوقت ازدواج موقت می شود نفی حقوق زن!!

 

اگر سنت ازدواج موقت رائج شود دیگر روابط یکساعته و دو ساعته کم می شود، دختران گرایش به پیمانهای بلند تری پیدا می کنند. چرا راه شرع را بسته ایم و جوانان را به سمت گناه هدایت می کنیم؟؟

فرق دانا و نادان

فرق دانا و نادان فرق دانا و نادان روزی حضرت عیسی(ع) با گروهی از یارانش سخن می گفت. یکی از یارانش به او گفت:« ای پیامبر بزرگوار، شما به اذن خدای متعال قادرید مردگان را زنده کنید و بیماران را شفا دهید و کورها را بینا سازید. شما افرادی را شفا داده اید که به بیماریهای لاعلاجی مثل جذام مبتلا بوده اند.افراد فلج و زمینگیر را شفا داده اید به طوری که از بستر بیماری برخاسته اند و توانسته اند روی پای خود بایستند و راه بروند. آیا مرضی هم هست که نتوانسته باشید شفا دهید؟ حضرت عیسی پاسخ داد:«آری من نتوانستم آدم های احمق را شفا دهم وبرای درمان آنها کاری بکنم.آن شخص گفت:« مگر حماقت هم بیماری است؟اگر بیماری است آدم احمق چه نشانه هایی دارد؟» حضرت عیسی در جواب گفتند:« فرد احمق از خود راضی و خود پسند است؛ نظریـّه ی خود و رفتار خود را بالاتر از نظریّه و رفتار دیگران می داند. او همواره خود را حق به جانب می داند، وهیچگاه خود را ناحق جلوه نمی دهد؛ چنین فردی احمق است و تا این حالت را دارد ،چاره ای برای درمان او نیست. پیامبر گرامی اسلام نیز درباره ی افراد احمق و نادان فرموده اند: « زیرکترین زیرکها ، کسی است که با تقوی تر است و احمق ترین احمقها ، کسی است که فاجر (فاسق و بی تقوی) است.» ایشان همچنین فرموده اند:« : زیرکترین انسانها ، کسی است که خودش در دنیا به حساب اعمالش رسیدگی کند و به فکر آخـرتش باشد، و احمقترین انسانها کسی است که پـیرو خـواسته های (نامشروع) دلش باشد و در عین حال ، از خدا توقع امان از عذاب ، داشته باشد.» حضرت علی (ع) در توصیف آدم احمق فرموده اند:« احمق ، از کارهای خـوب و بجـا و زیبا غفلت می کند و آن را ترک می کند ، از جـهل و نادانی بیرون نمی رود ، دروغ می گوید ، نمی فهمد ، و اگر بفهمد ، نمی پذیرد و تسلیم حق نمی شود .» سخنی دیگر از حضرت علی (ع) درباره ی حماقت:« توقع بهشت رفتن ، بدون انجـام اعمال صالح ، حماقت است.» و بازهم امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرموده اند :« کسی که خـود را عاقل ترین مردم بداند ، احمقترین مردم است.» «کسی که بدون نیکی کردن ، طالب تشکر دیگران است وکار بد می کند و توقع پاداش کار خوب دارد ، احمقترین مردم است.» « کسی که کار بدی را خودش انجام می دهد ودر عین حال ، دیگران را به خاطر آن کار سرزنش می کند ، احمقترین مردم است.» امام باقر علیه السلام فرمودند : «پدرم مرا نصیحت فرمود که با احمق رفاقت نکن . چون دوست احمق می خواهد سود برساند ، ولی بجای آن ، ضرر می زند.» خوب حالا که همه اش از حماقت و احمق ها گفتیم، خوبست ببینیم افراد عاقل و دانا چه نشانه هایی دارند؟ مردم دانا کسانی هستند که از عقل و شعور خود درست استفاده می کنند. معنای خوب و بد را می فهمند و از بدی ها دوری می کنند و مراقب کارهایشان هستند تا مبادا اشتباه کنند.قرآن کریم درمورد آنها فرموده است:« أفَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمی إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ . آیا کسی که می داند که آنچه بر تو نازل شده ، حق است ، مثل کسی است که کور است (و نمی فهمد) ، قطـعاً این صاحبان عقل هستند که می فهمند . سوره رعد آیه 19 الذینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلا یَنْقُضُونَ الْمیثاق . صاحبان عقل ، کسانی هستند که به عهد بندگی که با خدا بستند وفا می کنند و پیمان شکنی نمی کنند . سوره رعد آیه 20 وَ الَّذینَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَیَخافُونَ سُوءَ الْحِساب . هرآنچه خـدا دستور داده رعایت می کنند و از خداوند حیا می کنند و از اینکه در نزد او بد حساب پس بدهند ، می ترسند (کاملا مراقب اعمالشان هستند) سوره رعد آیه 21 وَ الَّذینَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقامُوا الصَّلاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَعَلانِیَةً وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَة . کسانی که به خـاطـر جـلب رضای پـروردگارشان ، مشکلات را در مسیر اطاعت او تحمل می کنند و از آنچه به آنها روزی داده شده ، در راه رضای او انفاق می کنند و بدی دیگران را باخوبی ، پاسخ می دهند . سوره رعد آیه 22 ودر تجلیل و بیان پاداششان می فرماید: أُولئِکَ لَهُمْ عُقْبَی الدَّار . برای اینان است پاداش خوب آخرت . سوره رعد آیه 22 جـَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخـُلُونَها وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَأَزْواجِهِمْ وَذُرِّیَّاتِهِمْ وَالْمَلائِکَةُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِمْ مِنْ کُلِّ بابٍ سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ خودشان و صالحین از پدران و همسران و فرزندانشان به باغهای بهشتی وارد می شوند . و فرشتگان خدا ، سلام کنان و خوش آمدگویان بر ایشان وارد می شوند . سوره رعد آیه 23 و 24 عاقل ، در مورد هدف از خلقت خودش و آسمانها و زمین فکر می کند : الَّذینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَقُعُوداً وَعَلی جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النَّار . صاحبان عقل ، آنانند که در همه حال به یاد خدایند و درباره آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند و عرضه می دارند ، پروردگارا تو اینها را بیهوده نیافریدی . از هر نقصی پاک و منزهی . پس ما را ازعذاب جهنم حفظ فرما . سوره آل عمران آیه 191 این مبحث را با سخنی از حضرت علی علیه السلام به پایان می برم: « انسانها سه دسته اند ، 1 ـ عاقل 2 ـ احمق 3 ـ فاجر 1 ـ عاقل ، در زندگی ، متدین ، صبور واهل فکر و نظر است . تا لازم نشود حرف نمی زند و وقتی حرف می زند ، حرف درست می زند و تحمل شنیدن را دارد و راست می گوید و وقتی کسی به او اعتماد می کند ، به او وفا می کند. 2 ـ احمق ، از کارهای خـوب و بجـا و زیبا غفلت می کند و آن را ترک می کند ، از جـهل و نادانی بیرون نمی رود ، دروغ می گوید ، نمی فهمد ، و اگر بفهمد ، نمی پذیرد و تسلیم حق نمی شود . 3 -فاجر، قابل اعتماد نیست، اگر بتواند خیانت می کند،و خیر خواه تو نیست .

وطنم ای شکوه پابرجا...


وطنم ای شکوه پابرجا...

وطنم ای شکوه پابرجا

در دل التهاب دورانها

 کشور  روزهای دشوار

زخمی سربلند بحرانها

ادامه نوشته

عده طلاق


اقسام عده عبارتند از:
عده وفات– عده طلاق– عده فسخ نکاح– عده نزدیکی به شبهه– عده بذل یا انقضاء مدت در نکاح منقطع (موقت).
عده وفات: یعنی مدتی که زن بعد از مرگ شوهر باید برای اختیار شوهر دیگر صبر کند‌، اصولاً چهار ماه و ده روز است که مبتنی بر قرآن کریم، آیه 234 از سوره بقره است.
ماده 1154 قانون مدنی در‌ این‌باره می‌گوید‌: «عده وفات چه در دائم چه در منقطع (موقت) در هر حال چهار ماه و ده روز است، مگر این‌که زن حامل (باردار) باشد که در این صورت عده وفات تا موقع وضع حمل است، مشروط بر این‌که فاصله بین فوت شوهر و وضع حمل از چهار ماه و ده روز بیشتر باشد و الا مدت عده همان چهار ماه و ده روز خواهد بود.

عده طلاق: که خود این عده طلاق هم اقسامی دارد‌:
- عده زن باردار: این عده طبق ماده 1153 قانون مدنی، تا وضع حمل است. بنابراین، هرگاه با فاصله کمی بعد از طلاق زایمان روی دهد، عده تمام می‌شود و زن می‌تواند بار دیگر ازدواج کند.

- عده زن غیر‌باردار: برابر ماده 1151 قانون مدنی، عده طلاق زن غیر آبستن سه طهر است. طهر در لغت پاک شدن را گویند و در اصطلاح حقوقی عبارت است از پاکی زن از عادت زنانگی و نیز مدتی که بین دو عادت زنانگی قرار می‌گیرد‌. چون معمولاً خانم‌ها ماهی یک بار عادت می‌شوند‌، مدت عده طلاق اغلب در حدود سه ماه است.

اگر زن با اقتضای سن، یعنی با این‌که به سن یائسگی نرسیده و در سن زنانی است که عادت می‌شوند، عادت زنانگی نبیند‌، مدت عده دقیقاً سه ماه خواهد بود (بند آخر ماده1151).
زنانی که عده طلاق ندارند‌: ماده 1155 قانون مدنی می‌گوید: «زنی که بین او و شوهر خود نزدیکی واقع نشده و همچنین زن یائسه، نه عده طلاق دارد و نه عده فسخ نکاح، ولی عده وفات در هر مورد باید رعایت شود.» مقصود از زن یائسه زنی است که به سن یأس رسیده باشد‌، یعنی سنی که دیگر امید باردار شدن ندارد.

عده بذل یا انقضاء مدت در ازدواج موقت: در ابتدا توضیحی در مورد بذل مدت و انقضاء مدت در ازدواج موقت بدهیم. هنگامی که زن و مردی با هم ازدواج موقت دارند، این ازدواج مدت معینی دارد. هر‌گاه این مدت تعیین شده که بین زن و مرد توافقی می‌باشد تمام شود، رابطه نکاح بین این دو هم تمام می‌شود که به آن انقضاء مدت می‌گوییم. اما گاهی ممکن است در حین این مدت یعنی موقعی که هنوز مدت صیغه تمام نشده، از طرف شوهر بقیه این مدت نکاح بخشیده شود و شوهر از مابقی آن صرف نظر کند‌، که به این بخشش بذل مدت گفته می‌شود‌.

بعد از این توضیح باید بگوییم که عده بذل و انقضاء مدت در ازدواج موقت با عده طلاق همیشه یکسان نیست‌. اگر زن باردار باشد مانند مورد طلاق‌، عده او با وضع حمل منقضی می‌شود‌، ولی اگر باردار نباشد در مورد بذل نکاح یا انقضاء مدت یا فسخ نکاح موقت‌، مدت کمتری برای عده او در نظر گرفته شده است. در ماده 1152 قانون مدنی آمده است: «عده فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد نکاح منقطع در غیر حامل دو طهر است، مگر این‌که زن با اقتضای سن، عادت زنانگی نبیند که در این صورت 45 روز است. بنابراین با مطالعه این ماده می‌بینید که صیغه هم حتی اگر برای مدت محدودی باشد باز هم باید عده در آن رعایت شود، اما این عده کمتر از ازدواج دائم می‌باشد.

کوه رفتن حساب و کتاب دارد.

شرایط کوه‌نوردی
 
1- ماهیچه های قوی پا
 
برای کوهنوردی نیاز به ماهیچه های قوی، به خصوص ماهیچه های پا دارید زیرا هنگام بالا رفتن از کوه ماهیچه ها مجبورند وزن بدن و کوله پشتی را تحمل کنند،

ادامه نوشته

در هر مکان با لپ تاپ خود به "اینترنت" متصل شوید

حتما تا کنون برای شما پیش آمده است که در برخی مکان ها احتیاج به اینترنت داشته اید ولی نمی توانستید این دسترسی به اینترنت را برای خود فراهم کنید. شما پس از خواندن این مطلب خواهید توانست در بیشتر اماکن توسط لپ تاپ خود به اینترنت دسترسی پیدا کنید.

ادامه نوشته

نامزدی و صیغه محرمیت

اخیراً مشاهده می شود که نامزدها برای رفت و آمد بیشتر و آشنایی و فراهم شدن زمینه ازدواج، اقدام به عقد موقت در دوره نامزدی می نمایند که عرفاً به آن «صیغه محرمیّت» می گویند.

ادامه نوشته

زندگی مشترک پس از خیانت هم ممکن است

زندگی مشترک پس از خیانت هم ممکن است


اگر یک مرد با زنی غیر از همسر خود در ارتباط باشد، از نگاه عموم خیانت محسوب می شود اما اگر همین مرد مدارکی را برای مشروع بودن رابطه اش ارائه کند، ازدواج دوم است و از نگاه قانون دیگر خیانت نیست در حالی که بسیاری از خانواده ها این رفتار را یک نوع خیانت می دانند اگرچه این جامعه و قانون یک جامعه است که میزان خیانت و نامهربانی را مشخص می کند


ادامه نوشته

۱۰مهارت طلايي براي ازدواج


آرمان - انتخاب همسر امري حساس و نيازمند دقت است. دلايل و موقعيت هايي هم که براي ازدواج در نظر مي گيريد بايد با دقت و حساسيت انتخاب شود و به هر دليل يا در هر موقعيتي نبايد اقدام به ازدواج کنيد. در اين مطلب به 10 موقعيت و دليلي پرداخته شده است که اگر در فرآيند ازدواج با آن مواجه شديد بايد حساسيت بيشتري به خرج دهيد و بي گدار به آب نزنيد چرا که اين دلايل، دلايل محکم و منطقي براي ازدواج نيستند.

ادامه نوشته

با هم مهربان باشيم


منظور از «وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ»

در زمينه روابط زن و مرد در قرآن آمده: «وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ»، منظور از «معروف» چيست؟ و چگونه بايد مردان با همسران خود زندگى كنند؟
«معروف»، به معناى شناخته شده است و مقصود از آن، كار نيك بر اساس فطرت است .سيدعلى اكبر قرشى، قاموس قرآن، مدخل «عرف».
رفتار به معروف، يعنى، هر فردى در جامعه در برابر مسئوليتى كه دارد،
حقوقى هم داشته باشد. همان‏گونه كه معلمان، پزشكان و رؤساى ادارات و... در برابر مسئوليت‏شان در جامعه، داراى حقوقى نيز مى‏باشند. زن نيز در برابر مسئوليتى كه دارد، بايد حقوقى براى او در نظر گرفته شود.
چند نمونه از موارد رفتار شايسته و معروف عبارت است از:
1. رعايت حق مالكيت زن، التزام به احكام و آثار و لوازم اين حق، در تصرف و بهره‏بردارى آن: «لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ...» .همان، آيه 32.
2. احترام و تعظيم زن به عنوان فردى مؤثر در اجتماع و خانواده؛ در نگاه قرآن، زن و مرد كمك كننده يكديگر و باعث زينت هم مى‏گردند: «هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ» .بقره 2، آيه 187.

ازدواج؟حرفش رو نزن

قابل توجه جوانانی که در حوالی سن ازدواج قرار دارند و آن دسته از افرادی که مقداری از این دوره عبور کرده اند و هنوز ازدواج نکرده اند.

ادامه نوشته




بالارفتن سن ازدواج در دختران و پسران پشت پرده خيلي از جرايم پنهان و آشكار است كه زنگ بحران را در جامعه ايران به صدا درآورده است.

به گزارش ایران، سال‌هاي نه چندان دور آمار دختران مجرد افزايش يافت و پيشنهادهايي براي حل اين معضل و كنترل جرايم ناشي از آن ارائه شد اما حالا پسران در اين مسابقه نه چندان دلچسب از دختران پيشي گرفته‌اند و اگر كاري صورت نگيرد شاهد افزايش آمار جرايم اخلاقي و غير اخلاقي خواهيم بود.

مدت زيادي نمي‌گذرد از زماني كه گفته مي‌شد تعداد دختران مجرد از پسران مجرد بيشتر است و احتمال ازدواج نكردن يك ميليون دختر وجود دارد، اما اين روند از سال 93 به بعد دچار تحولي بزرگ و معكوس خواهد شد و به گفته علي‌اكبر محزون، مديركل جمعيت و آمار سازمان ثبت احوال، با تغيير ساختار هرم سني جمعيت، آمار پسران در سن ازدواج از سال 93 به بعد بيش از دختران مي‌شود و چنانچه اختلاف آمار جمعيتي بين زنان و مردان تداوم يابد تا سال 97 تعداد مردان مجرد حدود دو ميليون نفر بيشتر از زنان مجردخواهد شد، اما اين تغيير در تركيب وضعيت ازدواج جامعه و پيشي‌گرفتن تعداد مردان مجرد نسبت به زنان چه تأثيراتي بر وضعيت جامعه خواهد داشت؟

دكتر افسر افشارنادري آسيب‌شناس در اين باره مي‌گويد: به‌طور كلي افزايش يك جنس نسبت به جنس ديگر تركيبات و معادلات جمعيتي را دچار آسيب مي‌كند و وقتي تا همين چند وقت پيش گفته مي‌شد تعداد زنان در آستانه ازدواج نسبت به مردان افزايش يافته راهكارهايي نظير ازدواج يك مرد با چند زن يا ازدواج به‌صورت عقد موقت مورد بحث در سن ازدواج بود.

مقايسه آماري نشان مي‌دهد در هفت سال فاصله بين سال‌هاي 84 تا 90 تغيير چشمگيري در سن ازدواج دختران به‌وجود آمده و بيشترين گروه دختراني كه در سال 84 ازدواج كرده بودند 15 تا 19 ساله بودند اما دختراني كه در سال 90 ازدواج كرده‌اند بيشتر در سن 20 تا 24 سال بوده‌اند، بنابراين سن ازدواج دختران پنج سال افزايش نشان مي‌دهد. از سوي ديگر 5/49 درصد از مرداني كه در سال 84 ازدواج كردند 20 تا 24 ساله بودند و در سال 90 هم 9/38 درصد از مرداني كه ازدواج كرده‌اند باز هم در سن 20 تا 24 ساله بودند. تغيير هرم سني ازدواج سبب برهم خوردن يا واژگون شدن آمارهاي دختران و پسران مجرد شد و اعلام شد رعايت اختلاف سني 4 تا 5 ساله در اغلب ازدواج‌ها اين چالش را تشديد مي‌كند.

اما ريشه‌هاي اين پديده و به هم خوردن تعادل جمعيتي يك جامعه را در كجا مي‌توان جست‌وجو كرد؟

دكتر محمد كمالي متخصص آموزش بهداشت در اين‌باره مي‌گويد: در سال‌هاي پيروزي انقلاب اسلامي تا اواسط دهه 60 تعادل جمعيت در ايران در بهترين حالت ممكن قرار داشت و رشد طبيعي خود را طي مي‌كرد و علت آن، اين بود در آن‌ سال‌ها اميد به آينده در ميان جمعيت بالا بود و اين اميد به آينده باعث شده بود ازدواج‌ها روند متعادل و اصولي خود را طي كند. پس مي‌توان گفت به هم خوردن سن ازدواج و بچه‌دار شدن در جامعه باعث اين مسأله شده و تركيب سالم جمعيت را با اختلال روبه‌رو كرده است كه مسائل مختلف نظير مشكلات اقتصادي، اجتماعي، رواني و... از عواملي است كه در اين زمينه نقش داشته و براي حل اين مسأله بايد علل و عوامل را به‌طور كامل بررسي كرد و به ساماندهي آن‌ها پرداخت.

به گفته دكتر كمالي وقتي اين پديده در جامعه بروز كند تعداد خانوارهاي تك نفره افزايش مي‌يابد و افزايش خانوارهاي تك نفره جمعيت كشور را روي اين دور ناقص مي‌اندازد و آن را مدام تشديد مي‌كند.

اين مسأله كه يك اختلال بزرگ در وضعيت جمعيتي جامعه به‌وجود مي‌آورد، پيامدهاي مختلفي ازجمله تغيير الگوهاي همسرگزيني و سلامت رواني افراد را شامل مي‌شود كه ممكن است اين الگوها انحرافي باشند و از سلامت كافي برخوردار نباشند چرا كه افزايش خانواده‌هاي تك‌نفره و خانه‌هاي مجردي در جامعه آسيب‌هاي زيادي را به دنبال خواهد داشت و زمينه بسياري از جرايم را فراهم مي‌كند.

دكتر كمالي ادامه مي‌دهد: اين مسأله در وضعيت اشتغال جامعه نيز تأثير خواهد داشت زيرا كارفرماها معمولاً تمايل به استخدام افراد متأهل دارند و اين مسأله در درازمدت مشكل‌ساز خواهد شد.

به نظر مي‌رسد وقت آن رسيده كه كارشناسان مختلف دست به دست هم دهند و با شناخت ريشه‌هاي اين مسأله راهكارهايي اصولي و قابل اجرا بيابند تا از قرار گرفتن وضعيت جمعيتي كشور در مسير نادرست جلوگيري كرده و آن را هرچند در درازمدت به وضعيت نرمال و طبيعي خود بازگردانند تا از بسياري از جرايم و اختلالاتي كه ناشي از به هم خوردن تعادل جمعيت است،
جلوگيري شود.

همسن‌گزيني

باتوجه به اين‌كه آمارها بيانگر افزايش تعداد پسران مجرد نسبت به دختران است يكي از راه‌حل‌هايي كه براي رهايي از اين مشكل پيشنهاد شده ترويج الگوي همسن‌گزيني در ازدواج است. محزون در اين‌باره گفته با ترويج همسن‌گزيني ميان جوانان، آمار زنان و مردان در آستانه ازدواج به تعادل مي‌رسد و پديده‌هايي همچون پيشي‌گرفتن آمار مردان در آستانه ازدواج بر زنان مهار مي‌شود. اگرچه ساخت و رواج الگوهاي رفتاري در جامعه ناشي از تحولات، رخدادها و حوادثي است كه مردم كشور پشت سر مي‌گذارند؛ بايد ديد آيا اين روش از سوي دختران و پسران مورد قبول واقع مي‌شود يا نه؟ در صورتي كه همسن‌گزيني رواج پيدا نكند ممكن است سال به سال به تعداد پسران مجردي كه بختي براي پيدا كردن همسر ندارند روزبه‌روز افزايش يابد.

برگرفته از سايت تابناك 7/7/1392

صعود به قله دماوند ضلع غربي و بازگشت از ضلع شرقي (طولاني ترين مسير)

به نام آنکه یادش مایۀ آرامش است

برنامه صعود قله دماوند از جبهۀ غربی و بازگشت از ضلع شمال شرقی و جنوبی

( از بیست و یکم الی بیست و دوم شهریور ماه طبق برنامه سه ماهۀ گروه فجر )

گزارش برنامه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

چگونه سرعت دویدنمان را افزایش دهیم

چگونه سرعت دویدنمان را افزایش دهیم

چگونه سرعت دویدنمان را افزایش دهیم

می دانید ۱ کیلومتر دویدن سریع‌، می‌تواند میزان مصرف کالری را تا نزدیک به ۳۰ درصد افزایش دهد. پس برای رسیدن به اندام دلخواه از راه سوزاندن کالری باید دست به کار شوید و بعد از توانایی در دویدن، دویدن سریع را تمرین کنید. در این چگونه برنامه ای برایتان داریم تا بعد از ۱۰ هفته‌ بتوانید به سرعت بدوید.

چگونه

1

هفته اول
با سرعت معمولی که برایتان راحت است؛ ۳ روز در هفته بدوید و یا در فواصل آن پیاده‌روی کنید.

2

هفته دوم
فواصلی را که در زیر گفته می‌شود به برنامه معمول دویدنتان اضافه کنید
- با دویدن معمولی به مسافت ۱ کیلومتر شروع کنید.
- ۱ کیلومتر بعدی را به این صورت بدوید: ۳۰ ثاینه سریع و سپس یک دقیقه معمولی بدوید. سپس با یک کیلومتر دویدن معمولی، خود را سرد کنید.
این برنامه را یک روز در هفته انجام دهید و ۲ روز دیگر در هفته همان برنامه دویدن / پیاده‌روی هفته اول را انجام دهید.

3

هفته سوم
برنامه هفته اول را تکرار کنید.

4

هفته چهارم
برای افزایش قدرت و استقامت‌ پاهایتان از یک تپه یا مسیر سربالایی به‌طرف بالا بدوید. این تپه یا مسیر سربالایی باید طوری باشد که بالا دویدن از آن ۴۵ تا ۶۰ ثانیه برای شما طول بکشد (اگر تردمیل‌‌ دارید، آن‌را بر روی شیب ۳ تا ۴ درصد تنظیم کنید.)
روش انجام کار به این صورت است: برای گرم‌کردن خود، یک کیلومتر بر روی زمین صاف بدوید. سپس از مسیر شیب‌دار یا تپه بالا بدوید و بعد به‌تدریج سرعت خود را کم کنید، ۲ دقیقه استراحت کنید و ۲، ۳ بار دیگر دویدن از سربالایی را تکرار کنید. خود را با دویدن آهسته‌تر روی زمین صاف، سرد کنید.
این تمرین را یک بار در هفته، علاوه بر برنامه دویدن / پیاده‌روی در روزهای دیگر، انجام دهید.

5

هفته پنجم، هفتم و نهم برنامه هفته اول را تکرار کنید.

6

هفته ششم و دهم برنامه هفته دوم را تکرار کنید.

7

هفته هشتم برنامه هفته چهارم را تکرار کنید.

صعود به قله دماوند


در تاريخ 11 و 12 تير به همراه سه تن از همنوردان عزيز آقايان حميد مختاري و  سيدحامد عباسي و جواد خانلري  به سرپرستي حميد مختاري صعودي موفق از جبهه جنوبي به قله دماوند داشتيم كه گزارش برنامه در روزهاي آينده روي وبلاگ قرار مي گيرد.

ثروتمند زندگی کنیم به جاي آنكه ثروتمند بمیریم


ثروتمند زندگی کنیم به جاي آنكه ثروتمند بمیریم


ثروتمند زندگی کنیم به جاي آنكه ثروتمند بمیریم

وقتی که نوجوان بودم، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم. جلوی ما یک خانواده پرجمعیت ایستاده بودند

بازدید : 588 نفر

 وقتی که نوجوان بودم، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم. جلوی ما یک خانواده پرجمعیت ایستاده بودند.به نظر می رسید وضع مالي خوبي نداشته باشند . شش بچه مودب که همگی زیر دوازده سال داشتند ولباس هايي کهنه در عین حال تمیـز پوشیده بودنـد. دوتا دوتا پشت پدر و مادرشان، دست همدیگر را گرفته بودند و با هیجان زيادي در مورد برنامه ها و شعبده بازی هایی که قرار بود ببینند، صحبت می کردند. مادر نيز بازوی شوهرش را گرفته بود و با عشق به او لبخند می زد.


وقتی به باجه بلیط فروشی رسیدند، متصدی باجه از پدر خانواده پرسید: چند عدد بلیط می خواهید؟

پدر خانواده جواب داد: لطفاً شش بلیط برای بچه ها و دو بلیط برای بزرگسالان.

متصدی باجه، قیمت بلیط ها را اعلام كرد . پدر به باجه نزدیکتر شد و به آرامی از فروشنده بليط پرسید: ببخشید، گفتید چه قدر؟!

متصدی باجه دوباره قیمت بلیط ها را تکرار کرد. ناگهان رنگ صورت مرد تغيير كرد و نگاهي به همسرش انداخت . بچه ها هنوز متوجه موضوع نشده بودند و همچنان سرگرم صحبت در باره برنامه هاي سيرك بودند .

معلوم بود که مرد پول کافی نداشت. و نميدانست چه بكند و به بچه هايي كه با آن علاقه پشت او ايستاده بودند چه بگويد .

ناگهان پدرم دست در جیبش برد و یک اسکناس بیست دلاری بیرون آورد و روی زمین انداخت. سپس خم شد و پول را از زمین برداشت، به شانه مرد زد و گفت: ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاد!

مرد که متوجه موضوع شده بود، همان طور که اشک از چشمانش سرازیر می شد، گفت: متشکرم آقا.

مرد شریفی بود ولی درآن لحظه برای اینکه پیش بچه ها شرمنده نشود، کمک پدرم را قبول کرد...

بعد از این که بچه ها به همراه پدر و مادرشان داخل سیرک شدند، من و پدرم آهسته از صف خارج شدیم و به طرف خانه برگشتيم و من در دلم به داشتن چنين پدري افتخار كردم و آن زيباترين سيركي بود كه به عمرم نرفته بودم .
اقتباس از سايت نمناك

صعود به قله شهباز




امروز روز جمعه مورخه 1392/2/27صبح ساعت 7 دقيقه از منزل خارج شدم ساعت 7/40 دقيقه امامزاده سورانه بودم و به تنهايي صعود خود را از سمت امامزاده شروع كردم.به اولين تپه كه رسيدم چون از اين سمت به قله شهباز صعود نكرده بودم زنگي به آقاي مختاري زدم و مسير را پرسيدم ايشان بهترين مسير را دره قيله پيشنهاد كردند مقداري از مسير را كه طي كردم از دره به سمت راست متمايل شدم و بر روي تيغه ادامه مسير دادم .مقداري كه جلو رفتم راه را گم كردم و مقداري منحرف شدم و با كلي دردسر مجددا به مسير اصلي برگشتم.بعد از طي مسافتي در نهايت ساعت 11 بر روي قله بودم در آنجا با دكتر پور ايماني و دو تن از همنوردشان برخورد كردم و بعد از خوش بش آنها چون از باغك آمده بودند از سمت تك درختي برگشتند و من هم از سمت مسيري كه آمدم(دره قيله) برگشتم فرود مقداري راحتتر بود چون دره پر از برف بود مقداري سرسره بازي كردم و در نهايت ساعت 1 بعد از ظهر به امامزاده رسيدم. اولين تجربه كوهنوردي به تنهايي بود آنهم قله اي به اين بلندي و پر مخاطره من اين كار را كردم ولي دوستان از صعود تكي اجتناب كنند. يادم رفت كه بگويم هوا بسيار لطيف و آفتابي و طبيعت هم سبز و زيبا البته هنگام برگشت ازقليه به دليل ابري شدن دره هوا كمي سرد شد.با هم به آرامي مي وزيد به گونه اي كه نوازشت مي داد. والسلام

مادر

خدا نمي توانست در همه جا باشد؛از اين رو مادران را آفريد. مثل عربي

وقتي كوچك بودي

     تورا با رواندازهايي مي پوشاندم

و در برابر هواي سرد شبانه محافطت مي كردم

ولي حالا كه برومند شده اي

و دور از دسترس؛

دستهايم را بهم گره مي كنم

و تورا با دعا مي پوشانم

                                   (( دانا كوپر))