ازدواج موقت، هنجار ارتباطات نا هنجار

بسم الله الرحمن الرحیم
 

ازدواج موقت، هنجار ارتباطات نا هنجار

 

تا می گوئی ازدواج موقت، فورا فکرش می رود به یک مقاربت جنسی چند دقیقه ای و بچه ای که بعد آن درست شده !!؟ ( حل این مشکل، ازدواج به شرط عدم دخول است ) مشکل جوانان ما صرفا مقاربت جنسی نیست ؛
بسیاری فقط ارتباط تلفنی دارند ؛ چرا حرام؟
بسیاری فقط با هم قدم می زنند ؛ چرا حرام؟
بسیاری فقط می خواهند همدیگر را سیر نگاه کنند ؛ چرا حرام؟
ازدواج موقت در صورتی مفسده ایجاد می کند ( اگر بپذیریم که ایجاد می کند ) که دختران ما اکنون در پس حجله حیا و عفاف نشسته باشند و پسران ما پرده غیرت و تقوی بر چشم انداخته ؛ آنوقت این حرف ما باعث شود که اوضاع جور دیگر شود ! چشم باز کنید، ببینید، کجا اینطوری است؟
چرا این پدر وقتی دخترش خود را بزک می کند و در اجتماع حاضر می شود و با 10 نفر رابطه دارد ناراحت نیست !اما اگر اجازه ازدواج موقت بخواهد رگ غیرت _ بی غیرتیش _ بجوش می آید؟؟!!.
چرا ازدواج موقت که یک سنت حسنه اسلامی است حالت ضد ارزش به خود گرفته؟
چرا از روابط نا مشروع ناراحت نمی شویم ؛ اما تا حرف ازدواج موقت می شود به فکر مفاسد آن می افتیم و فکر می کنیم حرمت زن از بین رفته؟!

چگونه است که آنکس که در امنیت ازدواج دائم به سر می برد زن است و حقوق ! دارد ولی آنکه به خواست واختیار خود و برای رفع نیاز مشروع خود ازدواج موقت می کند زن نیست و حقی ندارد!!؟
 

ازدواج موقت، تنظیم روابط در هم و بر هم امروز است.
این موضوع در جامعه وجود دارد، چرا حکمش را کنار می گذارید؟
پسر و دختری که با هم آشنا شده اند و چه بخواهی، چه نخواهی با هم ارتباط دارند ؛ چرا این رابطه شان مشروع نباشد؟
حرمت زن با بستن پیمان عقد ازدواج و رعایت لوازم شرعی آن از بین می رود یا با هرزگی و هر روز با کسی آشنا بودن!؟
این زنی که نیاز فطری او، او را به خیابان کشانده و به خود نمائی وا داشته و خود را در معرض نگاه صدها نفر می گذارد ؛ و آخرش هم معلوم نیست چه می شود، حرمت دارد، یا آنکه از ابتدا تکلیفش را مشخص می کند، پیمانش را می بندد و باقی زندگیش را بر سر وفای به عهد می گذراند؟
چرا باید اسلام حکم ازدواج موقت داشته باشد و زنان شوهر مرده در جامعه اسلامی از ازدواج موقت و برخوردهای اجتماعی آن در هراس باشند؟
چرا باید  اسلام حکم ازدواج موقت داشته باشد و دختران رشیده به کمال رسیده، راه حل خود را یا در حرام بدانند، یا در سوحتن و ساختن؟
چرا باید اسلام حکم ازدواج موقت داشته باشد و پسران به بلوغ کامل رسیده دائم در اضطراب تحریک جنس مخالف بمانند و راه حل را در فسق و فجور و روابط نا مشروع بیابند؟
چرا حکم صریح اسلام را با مصلخت اندیشی زیر پا گذاشته شود؟ چرا حلال خدا را حرام کرده ایم؟

 

متعه فقط راه حل مقاربت جنسی چند دقیقه ای نیست.
میشود ارتباطات تلفنی _ که وجود دارد _ با صیغه حلال باشد.
میشود ارتباطات نامه ای _ که وجود دارد _ با صیغه حلال باشد.
میشود قرارهای ملاقات خیابانی _ که وجود دارد _ با صیغه حلال باشد.
میشود دوستی های پنهانی _ که وجود دارد _ با صیغه حلال باشد.
میشود بوسه های پنهانی کوچه پس کوچه ها _ که وجود دارد _ با صیغه حلال باشد.
میشود روان جوانان ما را اطمینان داد که خود را مطرود خدا نپندارند و از شریعت اسلام نبرند.

 

قدیم چه می کردند و اقتضاء چه بوده، ما نمی دانیم. حکم امروز با دیروز فرق می کند. امروز جور دیگری است.
اقتضای جامعه امروز ما اینست. اقتضای ارتباطات فرهنگی جهانی امروز اینست. اقتضای وجود میلیون ها جوان که امکانات ازدواج دائمشان ( به شهادت آمار و ارقام رسمی ) وجود ندارد اینست.  اقتضای طبع مخلوق خداوندی اینست ؛ و اقتضای حکم خدا اینست.
ما نمی خواهیم که آنها را که در این وادیها نیستند، و خوش به سعادتشان که اینگونه اند و مالک نفس خویش اند، و اختیار نفسشان را هوی و هوس از کف نمی برد را تشویق کنیم که اینگونه باشید ؛ خیر ؛ طریق کمال معلوم و هدایت به سمت کمال برتر مشخص است. حرف ما اینست که آنهائی که اینگونه اند، و اکثریت اند، و اکثریت قریب به اتفاقند چرا به گناه بیفتند؟!!

 

ما می گوئیم به فکر اینهائی که هم اکنون در حال معصیت اند باشید.
دختر ما برای دلربائی دهها نفر خود را بزک کند و به خیابان بیاید بهتر است، یا دل در گرو عهد شخص واحدی داشته باشد و با اطمینان ( و لو موقتی ) زندگی کند؟!!
آرامش روحی روانی پسرانی که هر روز با دهها چهره فلانی تحریک می شوند و آحرش هم هیچ ؛ بیشتر است یا آنکه می داند کسی را می شناسد و دل در گرو پیمان او دارد؟
امروز ازدواج موقت محدود کردن قوای شهوت جوانان است نه دامن زدن به آن.
امروز ازدواج موقت اطمینان خاطر و آسایش روانی ایجاد می کند نه پریشان خاطری.
امروز ازدواج موقت لجام زدن به افسار گسیختگی شهوت نفوس جوانان است نه رهائی آن.
کلام امیر سخن را فراموش نمی کنیم که فرمود: خدا لعنت کند فلانی را ؛ اگر متعه را حرام نکرده بود، ما زنی الا شقی.

 

عجبا که حکومت اسلام بخاطر مصالحی، عنوان ثانوی درست می کند و جور دیگر عمل می کند. میخواهم بگویم اگر به فرض متعه حرام بود امروز عنوان ثانوی اقتضا می کرد که مجاز باشد. رها کنید تبلیغات غرب را، دیده ایم که بارعایت حقوق زن ! به کجاها که نرسیده اند ؛ حکم ا سلام حکمی نیست که با تبلیغات فاسد غرب تعطیل شود. خودشان با زن چگونه رفتار می کنند آنوقت ازدواج موقت می شود نفی حقوق زن!!

 

اگر سنت ازدواج موقت رائج شود دیگر روابط یکساعته و دو ساعته کم می شود، دختران گرایش به پیمانهای بلند تری پیدا می کنند. چرا راه شرع را بسته ایم و جوانان را به سمت گناه هدایت می کنیم؟؟

فرق دانا و نادان

فرق دانا و نادان فرق دانا و نادان روزی حضرت عیسی(ع) با گروهی از یارانش سخن می گفت. یکی از یارانش به او گفت:« ای پیامبر بزرگوار، شما به اذن خدای متعال قادرید مردگان را زنده کنید و بیماران را شفا دهید و کورها را بینا سازید. شما افرادی را شفا داده اید که به بیماریهای لاعلاجی مثل جذام مبتلا بوده اند.افراد فلج و زمینگیر را شفا داده اید به طوری که از بستر بیماری برخاسته اند و توانسته اند روی پای خود بایستند و راه بروند. آیا مرضی هم هست که نتوانسته باشید شفا دهید؟ حضرت عیسی پاسخ داد:«آری من نتوانستم آدم های احمق را شفا دهم وبرای درمان آنها کاری بکنم.آن شخص گفت:« مگر حماقت هم بیماری است؟اگر بیماری است آدم احمق چه نشانه هایی دارد؟» حضرت عیسی در جواب گفتند:« فرد احمق از خود راضی و خود پسند است؛ نظریـّه ی خود و رفتار خود را بالاتر از نظریّه و رفتار دیگران می داند. او همواره خود را حق به جانب می داند، وهیچگاه خود را ناحق جلوه نمی دهد؛ چنین فردی احمق است و تا این حالت را دارد ،چاره ای برای درمان او نیست. پیامبر گرامی اسلام نیز درباره ی افراد احمق و نادان فرموده اند: « زیرکترین زیرکها ، کسی است که با تقوی تر است و احمق ترین احمقها ، کسی است که فاجر (فاسق و بی تقوی) است.» ایشان همچنین فرموده اند:« : زیرکترین انسانها ، کسی است که خودش در دنیا به حساب اعمالش رسیدگی کند و به فکر آخـرتش باشد، و احمقترین انسانها کسی است که پـیرو خـواسته های (نامشروع) دلش باشد و در عین حال ، از خدا توقع امان از عذاب ، داشته باشد.» حضرت علی (ع) در توصیف آدم احمق فرموده اند:« احمق ، از کارهای خـوب و بجـا و زیبا غفلت می کند و آن را ترک می کند ، از جـهل و نادانی بیرون نمی رود ، دروغ می گوید ، نمی فهمد ، و اگر بفهمد ، نمی پذیرد و تسلیم حق نمی شود .» سخنی دیگر از حضرت علی (ع) درباره ی حماقت:« توقع بهشت رفتن ، بدون انجـام اعمال صالح ، حماقت است.» و بازهم امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرموده اند :« کسی که خـود را عاقل ترین مردم بداند ، احمقترین مردم است.» «کسی که بدون نیکی کردن ، طالب تشکر دیگران است وکار بد می کند و توقع پاداش کار خوب دارد ، احمقترین مردم است.» « کسی که کار بدی را خودش انجام می دهد ودر عین حال ، دیگران را به خاطر آن کار سرزنش می کند ، احمقترین مردم است.» امام باقر علیه السلام فرمودند : «پدرم مرا نصیحت فرمود که با احمق رفاقت نکن . چون دوست احمق می خواهد سود برساند ، ولی بجای آن ، ضرر می زند.» خوب حالا که همه اش از حماقت و احمق ها گفتیم، خوبست ببینیم افراد عاقل و دانا چه نشانه هایی دارند؟ مردم دانا کسانی هستند که از عقل و شعور خود درست استفاده می کنند. معنای خوب و بد را می فهمند و از بدی ها دوری می کنند و مراقب کارهایشان هستند تا مبادا اشتباه کنند.قرآن کریم درمورد آنها فرموده است:« أفَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمی إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ . آیا کسی که می داند که آنچه بر تو نازل شده ، حق است ، مثل کسی است که کور است (و نمی فهمد) ، قطـعاً این صاحبان عقل هستند که می فهمند . سوره رعد آیه 19 الذینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلا یَنْقُضُونَ الْمیثاق . صاحبان عقل ، کسانی هستند که به عهد بندگی که با خدا بستند وفا می کنند و پیمان شکنی نمی کنند . سوره رعد آیه 20 وَ الَّذینَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَیَخافُونَ سُوءَ الْحِساب . هرآنچه خـدا دستور داده رعایت می کنند و از خداوند حیا می کنند و از اینکه در نزد او بد حساب پس بدهند ، می ترسند (کاملا مراقب اعمالشان هستند) سوره رعد آیه 21 وَ الَّذینَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقامُوا الصَّلاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَعَلانِیَةً وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَة . کسانی که به خـاطـر جـلب رضای پـروردگارشان ، مشکلات را در مسیر اطاعت او تحمل می کنند و از آنچه به آنها روزی داده شده ، در راه رضای او انفاق می کنند و بدی دیگران را باخوبی ، پاسخ می دهند . سوره رعد آیه 22 ودر تجلیل و بیان پاداششان می فرماید: أُولئِکَ لَهُمْ عُقْبَی الدَّار . برای اینان است پاداش خوب آخرت . سوره رعد آیه 22 جـَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخـُلُونَها وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَأَزْواجِهِمْ وَذُرِّیَّاتِهِمْ وَالْمَلائِکَةُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِمْ مِنْ کُلِّ بابٍ سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ خودشان و صالحین از پدران و همسران و فرزندانشان به باغهای بهشتی وارد می شوند . و فرشتگان خدا ، سلام کنان و خوش آمدگویان بر ایشان وارد می شوند . سوره رعد آیه 23 و 24 عاقل ، در مورد هدف از خلقت خودش و آسمانها و زمین فکر می کند : الَّذینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَقُعُوداً وَعَلی جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النَّار . صاحبان عقل ، آنانند که در همه حال به یاد خدایند و درباره آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند و عرضه می دارند ، پروردگارا تو اینها را بیهوده نیافریدی . از هر نقصی پاک و منزهی . پس ما را ازعذاب جهنم حفظ فرما . سوره آل عمران آیه 191 این مبحث را با سخنی از حضرت علی علیه السلام به پایان می برم: « انسانها سه دسته اند ، 1 ـ عاقل 2 ـ احمق 3 ـ فاجر 1 ـ عاقل ، در زندگی ، متدین ، صبور واهل فکر و نظر است . تا لازم نشود حرف نمی زند و وقتی حرف می زند ، حرف درست می زند و تحمل شنیدن را دارد و راست می گوید و وقتی کسی به او اعتماد می کند ، به او وفا می کند. 2 ـ احمق ، از کارهای خـوب و بجـا و زیبا غفلت می کند و آن را ترک می کند ، از جـهل و نادانی بیرون نمی رود ، دروغ می گوید ، نمی فهمد ، و اگر بفهمد ، نمی پذیرد و تسلیم حق نمی شود . 3 -فاجر، قابل اعتماد نیست، اگر بتواند خیانت می کند،و خیر خواه تو نیست .